|
سحر تنها(کلبه تنهایی سپیده تنهایی ها) می نویسم برای اونائی که تنها ن و تو عشق بی وفائی دیدن تو دنیا از مرد و نامردش نامردی دیدن
| ||
|
ديگه نميخوام تنها باشم من هيچ دوقت تنها نميشم نفس زندگيم همه جا باهامه نبايد تركم كنه من با اون به خوشبختي ميرسم خدا كمكم ميكنه اونم منو دوست داره آرزوش خوشبختي در كنار منه ما در كنار همديگه خوشبختي رو جذب ميكنيم من ميخوام عشق اونو جذب كنم قلب نامهربونش و براي خودم فقط برايخودم جذب كنم اون ماله منه من از اين همه كاتلوگ بزرگ دنيايي هستي و كائنات نفسم رو سفارش دادم و ازشون ميخوام تو اولين فرصت با پست پيشتاز سفارشي برام بفرستنش با سند رسمي كه فقط مله خود خودم باشه و بس من فقط عشق رو جذب ميكنم
[ سه شنبه 22 آذر1390 ] [ 3 PM ] [ سحر ]
يه شب واسه همتون نوشتم ترسيدن پشيمونم كردين نوشتم روي سنگم بنويسد كبوتر شد و رفت زير باران غزلي خواند و دلش تر شد و رفت روز ميلاد همان روز كه عاشق شده بود مرگ با لحظه برابر شد و رفت حالا مي گم سنگ قبرم را نميسازد كسي مانده ام در كوچه هاي بي كسي بهترين دوستم مرا از ياد برد سوختم خاكسترم رو باد برد [ یکشنبه 13 آذر1390 ] [ 11 AM ] [ سحر ]
![]() فكر مرگ مرا رها نمي كند ميدانم روزي ميميرم ولي ميدانم ان روز اين روزها نيست روزي است كه بعد ساليان خوشي در كنارت زيستن چشمانم را براي هميشه ميبندم تا بي تو بودن بي تو ماندن و بي تو زيستن را چشمانم نبيند عزيزم مهربانم نفسم اميد زندگيم آنگاه كه چشمانم ميميرند و از صورت ماهت دور مي شوند به تو ميگويم تمام اعضاي بدنم را اهدا كن ميخواهم هر عضو بدنم ناجي عاشقان شود تنها قلبم را اهدا نكن چون از امروز تا فرداي قيامت قلبم قلب كوچكم را به تو اهدا ميكنم مهربانم نفسم اميد زندگيم
[ دوشنبه 25 مهر1390 ] [ 1 PM ] [ سحر ]
سلام پینوکیو قصه خودم خوبی اگه بدونی وقتی شنیدم چه حالی شدم باورم نمیشه عمر شادیهایی ساختیگ کوتاه باشه یعنی باختی یادته گفتم شکستت میدم ولی تو اونقدر باختی که نذاشتی من شکستت بدم بعضی میگن تاوان شکستن دله منه ولی من راضی نبودم از اون چشای ناز دروغگوت اشکی بیاد همه میگن بد کردی بد دیدی آخه نامهربون عزیز دلبر من که طاقت ندارم دله نامهربونت به درد بیاد آخه فقط خودمم که میدونمتو اوندلت تو اون سرت چی میگذره دیدی چی کردی با من با خودت با اون ب فرشته کلویی که از خونه خودته چرا خه چرا باختی تا همه فکر کنن به من باختی هنوز زود بود من میخواستم خودم کشستت بدم با خنده هام با شادیهام با موفقیت هام میخواستم خودم شکستت بدم چراباختي هنوز زود بود خیلی زود خیلی خیلی
[ دوشنبه 4 مهر1390 ] [ 9 AM ] [ سحر ]
رویاهای آسمونی ،یادته؟ قول دادی پیشم بمونی، یادته؟
عصر ابراز علاقه یادته؟ خبر خوش کلاغه ،یادته
یادته فال های حافظ تو حیاط ؟ یادته قسم جون شاخه نبات؟
دونه دادن به کبوتر یادته؟ خاطرات توی دفتر یادته؟
پیش هم بودیم نذاشتن، یادته؟ اونا ما رو دوست نداشتن ،یادته؟
گفتی ما باید جداشیم یادته؟ گفتی باید بی وفاشیم ، یادته؟
حالا اومدم، همون جا وایسادم؛ حالا اومدم همون جا وایسادم که تقاضای تو رو جواب دادم دراوردم از دسم انگشتر و، جا گذاشتمش همونجا ، دفتر و اما قول دادم به قلبم و خدا، دیگه دل ندم به عشق آدما
[ یکشنبه 3 مهر1390 ] [ 2 PM ] [ سحر ]
لحظه مي ميرد و م آخر سر مي پوسم عشق اي ناجي من دست تو را مي بوسم بي وجود تو سعادت نشود حاصل من تا نفس هست تو اي عشق بمان در دل من
[ یکشنبه 3 مهر1390 ] [ 2 PM ] [ سحر ]
توی این پست تمامی نظارت دوستانمو که از روز اول برام گذاشتن گذاشتم بخونین البته فقط اشعار و متنهای قشنگشون كه با نظراي شما اميداوار شدم و گريه كردم باید از تو میگذشتم تو كه فكر غنچه هایی ولی از جفت قدیمیت قد صدتاكوه جدایی باید از تو میگذشتم ای لطیفتر از سپیده ای كه دستات ابر رحمت تو نگات برق امیده تو برام یه حس تازه توبرام تازه ترینی نمیدونم ای مقدس از هوایی یا زمینی لایقت این شعر من نیست نه صدای گنگ و خسته ام نمیدونم از چه دردی پیش پای كی شكستم باید از تو میگذشتم ای كه سبز نو بهاری مثل قلب یه قناری عاشقی و بیقراری. ******** ******* ******* پروردگارابه من بياموزدوست بدارم کساني راکه دوستم ندارند ..عشق بورزم به کساني که عاشقم نيستند...بگريم براي کساني که هرگز غمم را نخوردند...به من بياموز لبخند بزنم به کساني که هرگز تبسمي به صورتم ننواختند... محبت کنم به کساني که محبتي درحقم نکردند...... ........ (''''(`-``'´´-´)'''') ..........).....--.......--....( .........\.....(6..._...6).../ ........./........(..0..)....;.\ ........__.`.-._..'='..._.-.`.__ ......\....'###.,.--.,.###.'.../ ....../__))####'#'###(((_\ ......############# ........############ .......\...#########.../ ...__/...../..######\....\ (.(.(____)....`.#.´..(____).).) ***** ***** ***** تق تق . . . . سلام سلام . . كسي خونه نيست؟؟ .... ..... اشكالي نداره ولي من روي در خونتون يه يادگاري ميزارم . . . . خيلي ازفضاي خونتون خشم اومده شعرايي كه رو درو ديوار اتاقتون نوشتين خيلي به دل ميشينه خوشحالم ميكنين پيش منم بياين منتظرما ****** ***** **** سکوت سنگين صداي ريختن اشکهايم که مصداق بغض کهنه ولي ماندگار از دست دادنت بود ، سکوت سنگين ولي بي رنگ مرا در هم شکست ، وقتي تمام لحظا هايم بوي غم مي گيرد ، وقتي سکوت ، تنها سکوت مي تواند براي لحظه اي درد درونم را تسکين ببخشد چه غمگينانه است دوري از تو ، از چشمان زيباي آبستن اشکت ، پس در تنهايي سکوت برايم دعا کن ******** ********** در جاده جواني ، خواهي عقب نماني بايد كه اسب فكرت تا بيكران براني عمر گران خود را ارزان مبازي و مفت پيري عزا نگيري در ماتم جواني *********** ************* نمیگم که رو زمین عاشقترینم نمیگم برای تو من بهترینم نمیگم که ثروت دنیا رو دارم نمیگم که قدرت خدا رو دارم نمیگم که خورشید و ماه برات میارم نمیگم که ستاره تو شبات میارم نمیگم که قصری از طلا می سازم نمیگم که پلی از لاله ها می سازم نمیگم با بودنم غم دیگه مرده نمیگم خدا تو رو به من سپرده من میگم معنی عشق من تو هستی من میگم تنها امید من تو هستی من میگم یه قلب پاک و ساده دارم من میگم برای تو هر چی که دارم من میگم مهر و وفا برات میارم من میگم تا جون دارم برات می سازم من میگم با جون و دل برات می سازم من میگم غم اگه داری با تو هستم من میگم تنها با عشقت زنده هستم ********** ***************** تقدیر ما گویی با غم شدن است از قافله جا ماندن و تنها شدن است *************** ********************* دردی عظیم دردی ست ... با خویشتن نشستن ... در خویشتن شکستن ... ..... *********** ************* پر از سکوتم... سکوتی پر از هیاهو ... تو هم با من همصدا شو.... بیا با هم سکوت را فریاد بکشیم ********** *************** ميان تلخي روزگارت بغضي غليظ وامانده حل نمي شود فنجانت را به من بده با روياي من هم بزن شکلاتي ميشود ********* ************
ادامه مطلب [ یکشنبه 3 مهر1390 ] [ 10 AM ] [ سحر ]
![]() فعلا چند تا گذاشتم بريد ادامه مطلب ببينيد بقيه اش رو در اسرع وقت ميذارم در ضمن قسمت مدل لباساي من هر از چند گاهي اپديت ميشه ببينيد
ادامه مطلب [ پنجشنبه 17 شهریور1390 ] [ 1 PM ] [ سحر ]
آسمان قلب من تيره و تهي ز ماه آسمان قلب من در حسرت يه تيكه ماه بركه اي دلم تهي از همه خوشي و سرشار از غمي كه حاصل هزاره هاست من چه تنها شده در كنج اين گردابه زمينم من غريبم غربيتر از همه غريبه ها من غريبم و ناله ام چه آشناست من غريبم و نگاه من فقط به اشك آشناست من غريبم وخدا خدا نميكنم من غريب اين زمين آسمانم من غريبم وخدا نميشنود صداي من او مرا ز خاطرش پاك كرده است آهاي اوني كه مثل من تنهايي بقيه اش ميدوني كجاست ادامه مطلب ادامه مطلب [ سه شنبه 15 شهریور1390 ] [ 9 PM ] [ سحر ]
هميشه يكي بود يكي نبود ايندفعه منو بودم خدا نبود ايندفعه من بودم و غم بودم وخدا نبود ايندفعه من خواستم گذاشتم از همه هستي خودمو گذشتم وخدا نذاشت نميگم خدا نخواست من ميگم خدا نذاشت ديگه تنها ي تنها شدم حتي ديگه خدا هم با دلم نيست ديگه حتي خداهم باغم اين قلب تنهام آشنا نيست [ سه شنبه 15 شهریور1390 ] [ 4 PM ] [ سحر ]
|
||